خستگی

از خستگی چشام باز نمیشه داشتم شرکت را تمیز می کردم ( تازه امروز رنگ کردن دیوارها تموم شد ) دو سه روزی هست که دنبال ریزه کاری هایی مثل چسب برای دوره پنجره ها ، لامپ ، چوب MDF ، استند تبلیغاتی ، رفتن به خشکشویی برای تمیز کردن پرده ها و… هستم بعد از دو سال شرکت از نظر ظاهری عوض شده انشالا از صبح در یک محیط جذابتر دوباره کارا را شروع می کنیم الانم دارم با همون چشمای نیمه بسته کرانچی چی توز می خورم چند روزه خیلی بهش معتاد شدم !

Comments are closed.